اولین سیگار یه دختر که باید تا ا با سیاهی بجنگه دلش

اولین سیگار یه دختر که باید تا ا با سیاهی بجنگه دلش از وبسایت من خط فاصله تو دریافت و به همراه لینک مستقیم مطلب در سایت مرجع نمایش داده شده است. خواهشمندیم در صورتیکه مطالب منتشر شده دارای محتوای نامناسب و یا مجرماه میباشد بر روی گزینه حذف کلیک نمائید.
تحملم از خونه صفر شد......دنبال ازادی میگشتم......

رفتم تو خیابون......اولیندبارم که بی هدفرفتم.........هوادسرد بود.....تنو تند قدم برمیداشتم.....

رفتم تو پارک لاله نشستم.......یکم پاستیل خوردگ....باز بی هدف راه افتادم.......

رفتم.......

خیلی......رسیدم پارک ساعی.......اولین ج که با هم قرار داشتیم......

یه قگفکری به ذهنم رسید....سیگار

....و فندک

اولین بار بود......اولین بار....

بالا ه یدمش......

رفتم تو پارک نشیتم درش اوروم .....حتی نمیدونستم چودیه.......

اما بهر حال روشن .......و شروع زدم پک زدن.....از محمد گرفتنسو یاد گرفته بودم.....

شرو زدم......چند تا پسر بهم متلک انداختن اما من تو دنیای خودم بودم...سرمای پاییزی را سیگار گرمم میکرد.......

دوا نخ کشیدم.......

رفتم از از اونجا احساس گشنگی ....یاد روزایی افتادم که تک و تنها تو رستورانا غذا میخوردم.......تک و تنها......

تصمیم گرفتم وارد ایستاگه اتوبوس شم...کارت نداشتم......

ولی اون اقاهه خیلی مهربون بود و گفت اشکال نداره ولی بعدا یه کار خیری در حقم رکن......

پیاده شدم..پارک وی.....

اومدم رستوران .یه مگا زنگر و سیبز مینی سفارش دادم

.......

تند تند خوردم و حتی نفهمیدم چه مزه ایه......

اما تو راه برگشت سیگار خیلی حال داد.......

و بعد تو پادک ملت هم یکی کشیدم.....

و بعد اومدم خونه

اره من سیگاری شدم

سیگار خیلی خوبه اشکای ادما قورت میده.........

سیگار خیلی خوبه

خیلی خسته ام

من تنهای تنهای تنها روی زمین هستم.

حتی اینی که کنارم اشک میریزه..........

ولی منم و منم ومنم........


اطلاعات