« سخن بزرگان »

« سخن بزرگان » از وبسایت « وبلاگ خط انقــــلاب تا ظهور » دریافت و به همراه لینک مستقیم مطلب در سایت مرجع نمایش داده شده است. خواهشمندیم در صورتیکه مطالب منتشر شده دارای محتوای نامناسب و یا مجرماه میباشد بر روی گزینه حذف کلیک نمائید.
یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط نقل میکند:
زنی بود که شوهرش سیدی از دوستان جناب شیخ بود.او خیلی شوهرش را اذیت میکرد.پس از چندی آن زن فوت کرد. هنگام دفنش جناب شیخ حضور داشت . ایشان بعدا فرمودند:
روح این زن جدل میکرد که : خب مردم که مردم ! چطور شده؟
موقعی که خواستند او را دفن کنند.اع به شکل سگ درنده سیاهی شد. همین که فهمید که این سگ باید با او دفن شود متوجه شد که چه بلایی در زندگی بر سر خود آورده. شروع کرد به ماس و جا و نعره زدن. دیدم که خیلی ناراحت است. لذا از این سید خواهش که حلالش کند.اوهم بخاطر من حلالش کرد. سگ رفت و او را دفن د.

✍️کیمیای محبت ص168


اطلاعات